خرید بک لینک

آدم.......

آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشتهاش

را بیخودی بهم می زند،

به این امید که در میانشان حداقل جرقهٔ کوچکی پیدا کرده و

فوتش کند تا دوباره جان بگیرند،

تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهٔ او را گرم کند

و همهٔ آنهایی که برایش عزیز بودند، برگردند ...

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

یکی از دلایلِ عوضی بودن دنیا، این است که آدمهاش،

هر غلطی که خواسته اند، کرده اند ...

شرط می بندم اگر غلطی هست که نکرده باشند،

به خاطرِ دلسوزی و شرافت و این جور چیزها نبوده ... لابد نتوانسته اند بکنند ...

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

سال نو مبارک عشقم ......

امیدوارم عشقم به هر آرزویی که داره برسه تو این سال جدید

خدایا اگه آرزو منم براورده میکنی ازت میخوام تو این سال مراقب عشقم و خونوادش باشی .مممنونم خدا

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

حرفهای دلم اینه خواهشن به حرفهام احترام بزار عشقم و دیگه هیچوقت پیمو نگیر .عاشقان را خوشدلی تقدیرر نیست عاشقان را خوشدلی تقدیرر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دودودم همدم شدم باده نوش قوصه او من شدم مست مخمولو خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم آخر آتش زد دل دیوانه را آ

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

من دیووونه .منِ شکمو کِی فکرشو میکردم یه روز دندوندرد غذا خوردنو برام تبدیل کنه به یه عذاب؟ غذا همون غذاس ها اما انقد دردِ دندون زورش بیشتر از لذت غذا خوردنه و خوب بلده یه لذتو تبدیل به عذاب کنه میدونی مث چی میمونه؟ اینکه همیشه دیدن تو بهترین اتفاق زندگیم بود و اون کسی که تو باهاش رفتی دیدنتو بر

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

.

آدمها یک روز تمام میشوند

نشآن نمیدهند

مثل قبل لبخند میزنند

زندگی میکنند

میبخشند .. محبت میکنند !

حتی رابطههای قدیمیشآن را هم حفظ میکنند

باور میکنید حتی کسی را هم از زندگیشآن خط نمیزنند ،

نگه میدارند .. حتی آنهایی که آزارشان میدهند را ..

آدمها یک روز

برایِ خودشان تمام میشوند

فقط ادامه میدهند " بودن " را ..

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

آنکہ

رفت؛

"جان" بود...و

آدمی هم یک "جان" بیشتر ندارد...!!!

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

امشب شب تنهایی منه ....

امشبو به عشق یارم می خوردم

بسلامتی خودشو بچه ش خوردم

بسلامتی وجودش که وجودمه

بسلامتی تک تک نفس هاش که نفسمه

بسلامتی روز تولدش که بهترین روز دنیاس برام

بسلامتی مهربونیاش که کمتر مهر مادرم نبوده

بسلامتی عاشقی که به عشقش رسید نه مثل من که شکسته شد

بسلامتی همونی که عشقو برام معنا داد

بسلامتی عشقم که همیشه با یادش زندگی میکنم

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

اینجا اتفاقی ........ چیزی در فضای اتاق هست که آزارم میدهد اما نمیدانم چیست. دلتنگی را نمیشود با بطریهای شیشه ای و قوطیهای فلزی پاک کرد. مثل خیلی چیزهای دیگر. دوباره خاطره ی کسی را به یاد آورده ای که تازه به نبودنش عادت کرده ای و باز آینده ات پر از نبودن کسی در گذشته میشود و آنوقت تو می مانی و جاسیگ

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

دفتر خاطراتمون....دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو ، که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که ت

برچسب: نویسنده: آتنا رضایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:01

صفحه بندی